"من ژنی جهش یافته از پدرم تو اما که خلق نمیشدی در این هفت روز بدون من"
۰.
زمانی هیچ که هیچ چیز نبود
نور بود و تو و آتشی که در نبود ما افتاد
تو بودی و دستی که مردود میکرد سینه ی آنکه قبول نبود ما گریه و هیچ خنده و دست در موهات
( پایین تر خدا بود جامه دریده در هیچ که آتش گرفت و برخاست از نبود ما)
و خدا، خدا را آفرید و به هیچ پیوستیم
.
1.
من اما ماندم که بنویسم حوصله اش سر رفت که رفت، آبکشش کنید
خلق نشده بود اما سگی، گاوی چیزی شد که شد، چه کارش کنم؟
(کُشتش)من اما ماندم که بنویسم املایم مشکل دارد، نمیتوانم
قَلطی هستم که از دستهای او در رفت از پدرم در آمد مادرم قبولم کرد
سیاره ای هستم و این متنها مدار و تو خورشید
.(...تا یادم نرفته کُشتش که توپ بسازد و بشود زمین و قِل بخورد توی این همه ناچیز و شوت بشود توی این همه که نیستند.)
2.
روز اول که به بازی گذشت و یاد تو
اینجا هم شعر نمی نویسم که تازه باشد
خودتان بخوانیدش
.
3.
هم خاک هست هم شعر پیاز چرا نکاریم؟
قول اما میدهم که ربط نداشته باشد به پیاز و شعر نباشد حتا و روز سومی باشد اما که پیاز باشد اسمش همین هست که هست
. خواستید قبول کنید، نه...؟... و خدا شهریور را آفرید.
توی این سه روز چه جای خودش بود که این یکی دومی بود؟
4.
به تمام این دود قسم سیگار لازم بود برای سلامتی مضر باشد و شد
( خارج از متن پایش را روی پایش و سیگار میگیراند)
به تمام این دود قسم که ابر میشود که ببارد و سرطان برج چهارم فلکی شد که مرا درگیر خودش کند،
که تو دو روز است لابه لای این متن گم شده ای
خلق هم نشده باشی می آفرینمت
:با اجازه ی بزرگتر ها
...باش
!
5.
باران زمین را گِل میکند
ما را گِل میکند
جان میدهد برای پیازهای پریروز
تو اما گِل نمیشوی که خود بارانی بوسیدن داری
لبهایم را پشت شیشه جا میگذارم برای بوسیدنت
...با این همه تو سرطانی که می باری
.
6. راه کوتاه آمده بود و آمده بود که سبز میشوی زیر پایم
به هر جا که این نرسد،نرسد روی تو ایستاده ام
دنیا چقدر کوچک است.
7.
و این قلط املایی از دستش در رفت که من باشم
:ژنی جهش یافته از پدرم
.
0.
(پایش را روی پایشخارج از متن سیگار میکشد)
1.
بالا تر از اینها رفت که لازم بود مضر باشد و شد
ابر شد
سرطان شد
بارید
مُردم
.
محمود خلعتبری 22/4/1383 تبریز 4 بامداد
