اسمش که شد: هزارویک شب
در مورد صفحات لینکستان هزارو یک شب به وبلاگ اضافه شد که هم میتوانید به گوشه ی سمت راست یا چپ(باور کنید بلد نیستم) مراجعه کنید و هم روی عبارت لینکستان را هر جای این وبلاگ دیدید کلیک کنید.
در مورد کتابخانه ی هزارویک شب که با بیشتر از ۲۰۰عنوان کتاب شروع به کار کرد همین کار را بکنید.
از در بیرون نمی رفت،بس که بزرگ بود برادرم.
و بدون اینکه بتوانم بگویم:
" از در بیرون رفت و دیگر هیچ وقت ندیدمش"؛
بدون سر زدن به کلانتریها ؛
بدون دیدن لیست تصادفی ها و کشیدن قفسه ی سردخانه ها؛
بدون اینکه بتوانم داد بزنم:
"یکی قبر برادرم را نشانم بدهد، میخواهم برایش فاتحه بخوانم "
ماجرایش تمام شد.
محمود خلعتبری 18/10/1385تبریز
روزنوشت هزارویک شب(خیابان از تو گذشته بود...) به روز شد و منتظر سرزدن شما. لطفن بعد از خواندن شعر و نوشتن نظر،اگر دلتان خواست به آن هم سری بزنید و احیانن نظری چیزی...
